شک و تردید درباره جمله تاریخی عباس میرزا

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، موسی نجفی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی به پرسش یکی از مخاطبان خود پاسخ داد از آنجای که این پرسش یکی از پرسش‌های مصطلح علاقمندان جدی تاریخ است پرسش و جواب این نویسنده و تاریخ پژوه منتشر می‌شود.

عباس میرزا: مردم به کارهای من افتخار می‌کنند، ولی چون من، از ضعیفی من بی خبرند. چه کرده‌ام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ چه شهری را تسخیر کرده‌ام و چه انتقامی توانسته‌ام از تاراج ایلات خود بکشم؟… از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع‌الوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی(روسی) سرگرم داشته، مانع پیشرفت کار من می‌شوند…نمی‌دانم این قدرتی که شما(اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و بندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ آیا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم.
جملات تأمل برانگیز عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار به ژوبر سفیر وقت فرانسه در ایران. سوالم از شما اینه که آیا واقعا این جمله که از عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه نقل قول میشه، درسته و منبعش معتبره؟

با تشکر از دوست گرامی بابت پرسش خوبشان ، باید عرض کنم این جملات را ژوبر از قول عباس میرزا نقل می کند و ظاهرا اکثر کسانی که به آن استناد می کنند از این منبع اخذ نموده اند: منبع: کتاب «مسافرت در ارمنستان و ایران» نوشته آمِده ژوبر، برگردان علیقلی اعتماد مقدم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص ۹۵ است. بنابراین متن اصلی نامه عباس میرزا در صورت صحت با برداشت و نوعی برگردان و شاید نقل به مضمون ژوبر از قول عباس میرزا متفاوت است ۰ اینکه ما تا چه حد محبوریم به خاطر نبود اصل سند و یا منبعی غیر از ژوبر به این نقل اعتماد کنیم خودش محل بحث و گفتگوست !!
اما به فرض صحت و یا استناد درست تاریخی آن ، به نظرم این نقل برای ژوبر فرانسوی حاوی اثبات نوعی برتری طلبی اروپایی و البته فرانسوی و عقب ماندگی ایرانیان از زبان خودشان باشد ۰ من در مورد متن نامه و دقیق بودن حتی قضاوت منسوب به عباس میرزا نظر خاصی ندارم اما به نظر مطلبی که در این استناد تاریخی برایم مهمتر از خود نامه است و بیشتر انسان را به فکر فرو می برد دو مطلب است: اول : ژوبر و بعد از او ژنرال گاردن خوب می دانستند که ناپلئون بناپارت در مورد اجرای پیمان” فین کن اشتاین” به ایران خیانت کرد و بخاطر پیمانی که کمی بعد با روسها علیه انگلیس منعقد نمود، از کمک دادن به ایران طفره رفته و در آخر هم ایران و عباس میرزا را در برابر روسها تنها گذاشته و باعث شکست ایران از روس و قرارداد گلستان شد ۰  بنابراین شک من از این است که این نامه در فرض صحت حاوی مطالب دیگری هم از سوی عباس میرزا علیه فرانسویان باشد و از طرفی نوعی فرار به جلو طرف فرانسوی در توجیه بدعهدی شان هم باشد، تا نشان دهند علت شکست ایران از روس نه پیمان شکنی فرانسه بلکه عقب ماندگی نظامی خود ایرانیان ( با استناد به عباس میرزا) بوده است۰
دوم : استناد به این نامه دستاویزی شده است که جریان ایدئولوژیک غربی در ایران معاصر از آن مرثیه ها به سرایند و این «عقده کهتری » را توجیهی بر آغاز تاریخ بیداری ایرانیان دانسته و از آن مکتب سازی کنند و یک جریان تاریخی فکری و نگاه نامتعادل نسبت به غرب از دل آن در آورند ۰ در این مورد و به عنوان مثال می توانید به کتاب«کتب تبریز» نوشته دکتر جواد طباطبایی و یا نوشته های آقای آبراهامیان و استفاده ایدئولوژیکی که از این نامه در کتب آنها وجود دارد ، مراجعه کنند ۰ البته دنباله این خط را به مرحوم امیر کبیر و سپس میرزا حسین خان سپهسالار می کشانند؛ کمترین آسیب این خط کشی ذهنی و غیر دقیق تاریخی درهم کردن رجال خوشنام و بدنام تاریخی در یک صف و استعمار غرب را کم رنگ نمودن است ۰ 

من در نقد این جریان سازی حضرات ، حرفهای زیادی دارم که از حوصله این مقاله بیرون است ؛ ولی کسانی که مایل به دنبال نمودن و ادامه این بحث هستند به کتاب” فلسفه تجدد در ایران ” مراجعه کنند ۰

بنابراین گزارش در این کتاب ، جریان نوگرایی در ایران با دو جریان جدا و منفک از هم قابل بررسی است؛ یکی تحول و نوزایی بومی و ملی که در کتاب حاضر با نام «تجدد» از آن یاد شده است و دیگری نوزایی و تحولی که از پی ورود مغرب زمین به ایران مطرح شده و در تحقیق حاضر با عنوان «مدرنیته» و یا «مدرنیزاسیون» از آن یاد می شود.

نهضت های اسلامی بیدار گرایانه که بعد از صفویان تا به امروز به وجود آمده است، قسمت مهم آن با فلسفه تجدد در ایران و دوشاخه شدن در بعد ملی و بعد غربی در ارتباط است، در سرنوشت سه نهضت تاریخی مهم ایران یعنی نهضت مشروطیت، قیام ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی،این امر قابل رؤیت است.

در واقع فلسفه تجدد در ایران مسأله ای پیچیده، دقیق و دارای ظرافت های فکری و تاریخی و حتی سیاسی- اجتماعی بسیاری است. بررسی این مسأله علاوه بر توجه به زوایا و نکات و مسائل فراوان و فراهم آوردن مواد و منابع اولیه و متنوع که گاه بسیار ناهمسان و ناهماهنگ هستند، نوعی دسته بندی و بازیابی و بازسازی فکری و عملی را نیز لازم خواهد داشت و این هدفی است که دکتر موسی نجفی در این پژوهش خود دنبال می کند.
۱۰ فصل این کتاب، بیش از آنکه بخواهد جواب و یا راه حلی برای «فلسفه تجدد در ایران» به دست دهد، «طرح صحیح صورت مسأله تاریخی ما» است. صورت مسأله ای که لااقل از دو قرن قبل تاکنون همچنان توانسته به عنوان اصلی ترین و پر جاذبه ترین حوزه های فکری، اجتماعی و سیاسی دیدگاه صاحب نظران را به خود مشغول کند.
فلسفه تجدد و ماهیت تاریخی آن در ایران
• تجدد ملی و مدرنیته در تعامل فکری – تاریخی ایران و اروپا
• طرح تجدد ایرانی میرزا تقی خان امیرکبیر و ذهنیت تاریخی و صورت مساله امروز ما
• نقد اصول تمدن سکولار و مدنیت غرب
• اصول تمدن سازی و تطبیق ماهیت تمدن غرب و اسلام

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *