چگونه مصدق نخست‌وزیر شد

خبرگزاری فارس ـ تاریخ: انعکاس خبر رای تمایل مجلس به نخست وزیری دکتر مصدق در داخل و خارج پارلمان و سپس در سراسر جهان به قدری سریع و وسیع بود که هنوز ( سردار فاخر حکمت ) رئیس مجلس شورای ملی به کاخ سعد آباد نرسیده بود که خبر در همه جا پخش شد.

دکتر مصدق وقتی در جلسه خصوصی مجلس متوجه شد که توطئه‌ای در کار است تا در همین جلسه برای نخست وزیری سید ضیاءالدین رای تمایل گرفته شود و مقدمات کار نیز آنچنان فراهم آمده که سید ضیاء در کاخ سعد آباد در انتظار همین رای تمایل است به محض اینکه جمال امامی به صورت تعارف اسم دکتر مصدق را برد، وی بلادرنگ پذیرفت،

آنچنانکه دکتر مصدق می نویسد: «جلسه تشکیل شد و به مشورت پرداختند، چون اکثریت نمایندگان اینطور تصور می‌نمودند که تصدی آقاسید ضیاء الدین سبب خواهد شد که همان بگیر و به بند کودتای ۱۲۹۹ تجدید شود نه جرات می‌کردند از شخص دیگری برای تصدی این مقام اسم ببرند نه مقتضیات روز اجازه می‌داد به کاندیدای سیاست بیگانه سید ضیاء الدین رای بدهند، چون صحبت در گرفت و مذاکرات به طول انجامید برای تسریع درکار و  خاتمه دادن به مذاکرات یکی از نمایندگان که چند روز قبل از کشته شدن رزم آرا نخست وزیر به خانه من آمده بود و مرا از طرف شاهنشاه برای تصدی این مقام دعوت کرده بود و هیچ تصور نمی کرد برای قبول کار حاضر شوم، اسم از من برد که بلاتامل موافقت کردم، این پیش آمد سبب شد که نمایندگان از محضور درآیند و همه به اتفاق کف بزنند و به من تبریک بگویند …… »

هنگامی که تعجب همگان از پیشنهاد جمال امامی و قبولی دکتر مصدق و رای قاطع وکلا عنوان شد پاسخ چند نماینده مجلس به سوال کنندگان، همین استدلال دکتر مصدق بود، آن ها به صراحت گفتند که ما خبر تصمیم به انحلال مجلس و حتی توقیف و تبعید عده ای از وکلا را در صورت روی کار آمدن سید ضیاء الدین داشتیم. به همین دلیل وقتی جمال امامی دکتر مصدق را پیشنهاد کرد، قبول کردیم.

حسین مکی در تائید این نظریه اشاره به گفتگویی در پایان جلسه خصوصی در سرسرای مجلس را در کتاب سیاه (جلد دوم ) صفحه ۵۱۴ اینطور نوشت: « غیر از دکتر مصدق و جمال امامی شاید بعضی دیگر از نمایندگان که با دربار ارتباط نزدیک داشتند از چگونگی استعفا و کاندیدای بعدی اطلاع داشتند، زیرا پس از آنکه برحسب پیشنهاد جمال امامی به دکتر مصدق رای تمایل داده شد، نگارنده و حائری زاده در حالیکه از پله های سرسرا بالا می رفتیم و جمال امامی پائین می آمد مثل اینکه می خواست منتی ابواب جمع ما بکند، گفت حالا از من راضی شدید ؟

حائری زاده در جواب گفت: شما قرآن به سر نیزه زدید و می خواهید ما را از صف اقلیت خارج کنید، جمال امامی گفت: شما خبر از بازیهای پشت پرده ندارید، اگر اطلاع می داشتید تصدیق می کردید که در حال حاضر راه دیگری وجود نداشت اگر دکتر مصدق نمی آمد مجلسی هم دیگر وجود نداشت ، سپس جمال امامی به من خطاب کرد و گفت : به رفیق جون جونیت بگو مبادا شانه از زیر بار مسئولیت خالی کند که عواقب وخیمی خواهد داشت ……..»

سرمقاله باختر امروز به قلم دکتر فاطمی: …. کمتر از نیم قرن است که ملت ایران دکتر مصدق را به پیشوائی خود برگزیده است کیست که در سیاست این مملکت وارد باشد، سواد خواندن و نوشتن فارسی را داشته باشد و اسم دکتر مصدق را در مبازرات حیاتی و عظیم ملی نشنیده باشد؟ نام او با مشروطیت ایران همیشه همراه بوده و تنها کسی است که در مبارزات اصولی خود سرسختی و مجاهدت ممتد و طولانی نشان داده و با نفوذ اجانب همیشه جنگیده است …..

اما پس از آنکه دکتر مصدق زمام امور را در دست گرفت، انتظار میرفت که ایشان وزراء خود را از میان عناصر خوشنام، صالح و فعال در داخل یا خارج جبهه ملی انتخاب نماید اما دکتر مصدق بنا به رویه سیاسی خاص خود و همچنین به جهت کسب رضایت جناح‌های مختلف سیاسی و هیئت حاکمه وزراء و همکاران دولتی خود را از اشخاصی که در دولتهای سابق نیز شرکت داشتند انتخاب نمود که یکی از پررنگ ترین آنها  امیر همایون بوشهری ( جواد بوشهری ) عامل نشاندار انگلستان را به وزارت راه منصوب نمود.

تشکیل کابینه وی اولین شکاف را در میان اعضاء موسس جبهه ملی ایجاد نمود از جمله عبدالقدیر آزاد به علت مخالفت با ترکیب دولت از جبهه ملی و فراکسیون وطن کناره گیری نمود و آیت الله کاشانی با یک اعلامیه چند سطری خود را از مداخله در طرز تشکیل این دولت برکنار دانست :

و در آخر دولت انگلستان زمامداری دکتر مصدق را نیز با این خبر استقبال نمود: (( انگلیسیها پس از نخست وزیر شدن دکتر مصدق گفته اند که رابطه مان را فقط با اعلیحضرت برقرارمی سازیم)) .

       یادداشت: امیر مکی

انتهای پیام/     

 

                               

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *