سرباز فداکار وطن یا «سید یزدی»/ چرا حسین مکی دعوت آمریکایی‌ها را نپذیرفت

خبرگزاری فارس، به یاد یکی از مردان طلائی نفت، آنکه به تعبیر دوست و دشمن « سرباز فداکار وطن » لقب گرفت و در عرصه نبرد با امپریالست و استعمار پیر زبان به اعتراض گشود، تا جائی که در ماجرای خلع ید از شرکت نفت انگلیس و نیز ملی شدن صنعت نقت ایران ، یکی از مهره های اثر گذار و ماندگار آن ایام گردید.

آری،نحوه بیان و طرز فکرش متفاوت بود، بعضی اوقات محو سخنانش می‌شدم که با چه قاطعیتی از حرکت عظیم سال‌های نهضت ملی شدن صنعت نفت از خود و یارانش دفاع می کرد.

وی شخصیتی خاص و منحصر به فرد داشت و گاهی اوقات نیز پشیمان از آنچه که در گذشته انجام داده بود، به راستی که او خودش بود و برای اهدافش دم میزد ولی بازدمش آن نبود که انتظار داشت.
بر ما رسالت است که شرح زندگی مردان طلائی نفت را یکی پس از دیگری به هم کیشان خود معرفی نمائیم و در صورت امکان آنچه را که با جان و دل به انجام رسانیده اند را بر خطوط موازی کاغذ حک نمائیم تا شاید نوشته ای ماندگار گردد.
آنچه که مسلم است آن است که حسین مکی از مردم بود، به خاطر وطن خواند، به خاطر وطن گفت، و در خاک وطن نیز آرام گرفت.
نه درس دیپلمات ها را خوانده بود و نه زبان آکادمیک می دانست و تنها به زبان مردم صحبت می کرد،بی باک بود، مخالفان او را به رک گوئی متهم می کردند و موافقان او را  شجاع و بی پروا می پنداشتند.
مخالفان او را خرابکار رابطه با غرب و موافقان او را مخالف استعمار و اجنبی می پنداشتند، 
 
قبل از اختلاف و شکاف در جبــهه ملی او پررنگ وبی مثال بود و بعد از آن به گفته مخالفانش کمرنگ و خطاکار شد.

مخالفان او را به رک گوئی متهم می کردند و موافقان او را  شجاع و بی پروا می پنداشتند.
مخالفان او را خرابکار رابطه با غرب و موافقان او را مخالف استعمار و اجنبی می پنداشتند، 
 
قبل از اختلاف و شکاف در جبــهه ملی او پررنگ وبی مثال بود و بعد از آن به گفته مخالفانش کمرنگ و خطاکار شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

اما به راستی او هدف داشت و نوعی اصول گرائی در تفکر او سوسو می‌زد، او پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد نه پست وزارت را قبول و نه مناصب دولتی را نگاهداشت بلکه به صورت خاصی به نوشتن روی آورد و و گوشه عزلت گزید و به قول امروزی ها خانه نشین شد .
 
او آنقدر مستعد بود که در نگارش تاریخ نیز منحصر به فرد گردید و نمونه آشکار و مبرهن آن را در شاهکار هشت جلدی تاریخ بیست ساله او می توان دید و جالب آنکه نگارش ۲۴ سال از تاریخ معاصر این مرز و بوم در حدود ۴۱ سال به نگارش درآمد، وی پشتکارش در این نوشتار زبانزد خاص و عام گردید تا جائیکه امروز می بینیم تاریخ بیست ساله حسین مکی به عنوان یکی از کتب  مرجع موثق تاریخ معاصر ایران چه در داخل بلکه در خارج از کشور نیز مستند بوده و نمود پیدا کرده است.

————————————————-

او که در سال ۱۲۹۰ در میبد یزد به دنیا آمد و نام حسین را به خود و نام دوم خود را که تنها به مکی آن بسنده کرد از پدرش سید محمد باقر مکی یزدی (میرزا محمد باقر مکی میبدی) گرفت.
میرزا محمد باقر یکی از تجار و بازرگانان خوشنام آن زمان و در حقیقت تاجری یزدی بود . سید حسین ، پدر خود را در نوجوانی از دست داد و به همین دلیل در نیمه راه تحصیل، به مدرسه نظام رفت و با درجه استواری در ارتش تازه تاسیس پهلوی اول (نیروی هوائی – کارخنجات نیروی هوائی در دوشان تپه ) خدمت کرد.
شش سال دوره ابتدائی را در مدرسه سلطانی گذراند و دوره متوسطه را تاکلاس دهم در مدرسه دارالمعلمین بود که بعدها مدرسه تغییر نام داده و به نام معرفت در محل سابق دارالمعلمین تشکیل شد و سپس موفق به اخذ دیپلم گردید.
اما به پیشنهاد رئیس فرهنگ یزد و نائین قبل از اخذ دیپلم متوسطه در اداره فرهنگ این شهر به عنوان معلم کلاس چهارم استخدام و مدت دو سال به معلمی پرداخت و پس از آن در جستجوی هدف خود راهی تهران شد تا نگرش ناپخته خود را پخته و نگاه بالقوه خود را به فعل رساند.

او علاقه ای خاص به ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی ، منطق و عرفان داشت که مواردی چند را تحصیل نمود و چه بسا که خود نیز باوری بر سرنوشت سیاسی خود نداشت . نکته قابل توجه اینکه در زمان خدمت وظیفه در زمینه های مختلف ادبی نیز تتبع نموده و موفق به تصحیح و چاپ دیوان عاشق اصفهانی، گلزار ادب و دیوان مشتاق اصفهانی گردید.
و آنچه که برایش به یک نماد مبارزه درآمد گردآوری و تحقیق دیوان اشعار «تاج الشعرا میرزا محمد فرخی یزدی» بود که با نگارش مقدمه ای منحصر به فرد راهی یازار نشر و کتاب گردید، که خود همیشه از او به عنوان شاعر اسطوره ای یاد می‌کرد. 
وی پس از مدتی به اداره راه آهن رفت و در آنجا مشغول به کار گردید که بنابه توان و استعداد نهفته خود در کوتاه مدتی به سرپرستی اداره کل آمار، آموزش، تبلیغات و انتشارات آن وزارتخانه منصوب شد.
مکی پس از شهریور ۱۳۲۰ و با به وجود آمدن فضای باز سیاسی، رسماً فعالیت خود را در مطبوعات کشور آغاز و رنگ و بوئی نو به خود گرفت و به عنوان روزنامه نگار در روزنامه های مهر ایران، کیهان، اطلاعات، اطلاعات هفتگی و مجله آینده، اقدام به نوشتن مقالاتی کرد که خود زمینه تدوین سه جلد از تاریخ بیست ساله را مهیا نمود چنانچه پس از چاپ این سه جلد در غالب جراید و مجلات مهم پایتخت مانند اطلاعات، کیهان، ستاره، مهر ایران، امید، شفق، نوروز ایران، قیام ایران، داد، جبهه، پند، توفیق و ….. در مورد تاریخ بیست ساله مطالبی درج گردید و همین امر موجب گردید که در شورای عالی فرهنگ موضوع مورد بررسی قرارگیرد (در آن موقع اعضای شورای عالی فرهنگ از دانشمندانی نظیر بهار و چند عضو دیگر تشکیل یافته بود) و آن شورا برای قدردانی و تشویق حسین مکی به ایشان نشان علمی از طرف وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در تاریخ ۹/۶/۱۳۲۳ به شماره ۳۵۲۸۶/۱۸۰۴۱ اختصاص یافت.
در سال ۱۳۲۲ به اتفاق عده ای از مهندسین من جمله (جناب آقای مهندس غلامعلی فریور ) حزب ایران را به صورت مستقل تاسیس نمودند و در سال ۱۳۲۴ برابر با پنجمین دوره نخست وزیری قوام، حسین مکی به معاونت شهرداری تهران انتخاب و سپس با سمت مدیریت  کل وزارتخانه کار به فعالیت پرداخت.
او پس از تشکیل حزب دموکرات توسط قوام السلطنه  در سال ۱۳۲۵ به درخواست شخص نخست وزیر به عضویت حزب و عضو کمیته تشکیلات حزب شد و ریاست تشکیلات حزب دموکرات را در غرب ایران و استان مرکزی عهده دار شد.
مکی در مجلس پانزدهم نماینده مردم اراک شد. او در سال ۱۳۲۶ پس از بازنگری در مواضع سیاسی خود ، در دوران دولت رزم آرا و ساعد به مخالفت با قرارداد گس – گلشائیان پرداخت و در همین ایام با همکاری مظفر بقایی حزب اقلیت را تشکیل دادند.
در مجلس شانزدهم با همکاری دکتر محمد مصدق به نمایندگی مردم تهران انتخاب و مبارزه ای آشکارا با دولت رزم آرا را آغاز نمود، آنچنان که به شهرت سیاسی اش اضافه شدوبی پرواو با قدرت، مخالفت‌های خود را ابراز می داشت. 
مکی در دوره ۱۷ مجلس شورای ملی به عنوان نماینده اول تهران انتخاب و نیز در ۲۹/۱۲/۱۳۳۱ از سوی نخست وزیر وقت آقای دکتر محمد مصدق به عنوان مشاور ایشان انتخاب شد.
پر واضح است که زندگی سیاسی مکی به دو بخش قبل و بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد تقسیم گردید که با توجه به مطالعات انجام شده و نظرات شخص ایشان، تغییرات عمده ای در اصل و نظرشان ایجاد نگردید و فعالیتهای پس از کودتا و نیز مدارک موجود ، خود دلیلی محکم بر این ادعاست !

پر واضح است که زندگی سیاسی مکی به دو بخش قبل و بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد تقسیم گردید که با توجه به مطالعات انجام شده و نظرات شخص ایشان، تغییرات عمده ای در اصل و نظرشان ایجاد نگردید و فعالیتهای پس از کودتا و نیز مدارک موجود ، خود دلیلی محکم بر این ادعاست !

 

 

 

 

 

 

 اما شروع اختلافات مکی با مصدق نیز پس از درخواست نخست وزیر بر اختیارات شش ماهه و مضاف بر آن در زمان انحلال مجلس هفدهم رنگ و لعابی خاص به خود گرفت که به قول مکی:

“”من با دکتر مصدق عقد زناشوئی نبسته بودم که مجبور باشم تا پایان عمر بر آن پایبند باشم، علت عدم همکاری خود با او را بارها به کرات گفته و نوشته ام. عقیده داشتم و دارم که او بر خلاف نهضت ملی قدم برداشت و من نتوانستم با او همگامی کنم.
و اما چه در زمان مصدق و چه بعد از آن، پستهای وزارت دربار، نخست وزیری، وزارت کشور و استانداری خوزستان و مدیر عاملی شرکت نفت را که به من پیشنهاد شد نپذیرفتم.
هدف من خدمت به وطن بود، نه تکیه زدن بر منصب. با سربلندی تا حدی که از دستم برآمده خدمت کرده ام و هیچگاه قدمی بر خلاف خواسته خود و مصلحت مملکت برنداشتم. شاید اگر من هم منصبی را پذیرفته بودم و چند صباحی جامه وزارت و صدارت بر تن می‌کردم ناچار می‌شدم مخفیانه از مملکت بگریزم و به دیار فرنگ پناه ببرم و برای تبرئه گذشته خود داستان پردازی کنم!
پر واضح است که اگر به خیلی ها تنها آفتابه داری وزارت دربار را پیشنهاد می دادند بر روی چشم می‌گذاشتند و اطاعت امر می‌کردند،
آری افتخار می کنم که در ابتدا فرد گمنامی بوده ام و در گمنامی توانسته‌ام خدمتی انجام دهم که مورد توجه هموطنانم قرار گیرد و مثل خیلی ها (( مشهور مادرزاد )) نبوده ام چون جزء هزار فامیل هم نبوده ام و حتی نه جزء خاندان اسم و رسم داری بوده‌ام،من افتخار دارم که سیدم و شجره ام به حضرت سیدالشهدا (ع) می‌رسد. 
اما مبنای ترقی خود را از سال ۱۳۱۸ می دانم که به کارهای ادبی روی آوردم و دست به تصحیح دیوان عاشق اصفهانی و مشتاق اصفهانی و تالیف گلزار ادب زدم، افتخارم به آن است که موضوع ملی شدن صنعت نفت را بعد از آقای غلامحسین رحیمیان بعنوان دومین نفری بودم که در مجلس عنوان نمودم، هیچ کسی جز مردم مبنای ترقی من نشده است شاید اگر منهم اتکائی به خویشاوندانی چون طایفه قاجار و یا علاءالــدوله ها داشتم نیازی به همت شخصی خودم و حمایت مردم نمی بود و وزیر و وکیل مادرزاد می بودم . “” 
—————————————————–
آری ، حسین مکی در مجلس علیه اعطای لقب کبـیر به رضاشاه و علیه وابستگان به دربار سخنرانی‌های متعددی داشت، در دوره رزم آرا در خیابان‌ها روزنامه فروشی می‌کرد، چرا که پلیس وقت، روزنامه‌های مخالف دولت را توقیف  می کرد و وی بدلیل مصونیت پارلمانی چاره‌ای جز انجام این کار را نمی‌دید، براستی که نمایندگان آن زمان، مکی را متخصص از اکثریت انداختن مجلس می‌شناختند.
آری مکی نه با نام و نسب اشرافی، نه از زمره دوله‌ها، سلطنه ها و ممالک ها و ملک‌ها، بلکه از خود مردم بود.
———————————————————-
چه بخواهیم و چه نخواهیم مکی یکی از سکانداران اصلی قیام ۳۰ تیر هم بود. آری مکی همان بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد در جلسه ای که با زاهدی در قیطریه داشت و زاهدی خبراعدام احتمالی مصدق را به مکی داد ، که ناگهان حسین مکی فریاد کشید و گفت:
 آن کس که بتواند دکتر مصدق را اعدام نماید از مادر زاییده نشده است و همچنین بدلیل عدم قبول دعوت های مکرر زاهدی از طرف مکی روابطشان به سردی گرائید تا جائی که پس از اعلام جرم خواندنی و مثال زدنی مکی بدلیل حادثه ۱۶ آذر، نامه‌ای توهین آمیز از طرف دولت زاهدی صادر و عملا” مکی از حضور در صحنه سیاست کنار زده شد و تحت نظر قرار گرفت.
———————————————————-
و اما در کوران انقلاب ۱۳۵۷ نیز با سن نزدیک به هفتاد سال خاموش نبود و با ارائه دو مقاله جذاب و خواندنی با عناوین ذیل در راستای آرمانهای مردم روشنگری می‌کرد:
۱- بسیاری از علل نارضائی‌ها مربوط به گذشته است. (مورخ ۱۵/۷/۵۷)
۲- حکومتگران کوته‌فکر. (مورخ ۲۹/۷/۵۷)
و سرانجام با تمام این اوصاف، سرباز فداکار وطن در روز ۱۹ آذر سال ۱۳۷۸ در اثر کهولت سن و ابتلاء به سرطان ریه چشم از جهان فروبست.
و اما خواندن مصاحبه مطبوعاتی حسین مکی با روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۳۱ که شاید یکی از خواندنی ترین صحبتهای ایشان باشد و همچنین ملاقات ایشان با وزیر دفاع وقت آمریکا و حوادث در پی آن، به عنوان حسن ختام این کلام، خالی از لطف نمی‌باشد: 
( مصاحبه مکی با خبرنگار روزنامه اطلاعات ) 
۱۷/۹/۱۳۳۱
به نقل از روزنامه اطلاعات دوشنبه هفدهم آذرماه ۱۳۳۱
*نخستین سئوال این بود که آقای مکی چه خاطره شخصی از مسافرت چهارماهه خود دارید و چه موضوع بخصوصی در این سفر جلب توجه شما را نموده است؟
مکی: در این مسافرت تقریباً سرتاسر آمریکا کشورهای اروپا را سیاحت کردم و چیزی که از نظر اجتماعی بیش از تمام مطالب و مسائل مرا به خود مومن و معتقد ساخت این بود که ملت ایران هرگز نباید به امید همسایه بنشیند و هرگز نباید منتظر بماند که از ممالک خارج به او کمک بشود.
در این دنیای بزرگ هر ملتی برای منافع خود مشغول فعالیت و کار و کشمکش است و هیچکس حاضر نیست به جماعتی دیگر بی جهت کمک و استعانت نماید. ملت ایران باید دامن همت به کمر بندد و با راهنمائی و مساعدت دولت فعالیت مجدانه ای برای تحصیل و ثروت و بالا بردن سطح اقتصاد کشور آغاز کند و ابداً توجه به درآمد نفت نداشته باشد.
ما همه چیز داریم، همه نوع معدن بکر و دست نخورده داریم. اراضی خوزستان از مستعدترین اراضی دنیا برای کشت و زرع است و با این همه ثروت خدادادی می توانیم پس از چند سال با کار و کوشش و زحمت، آمریکای مشرق زمین بشویم.
هموطنان عزیز من باید بدانند که تمام ملل عالم کار می کنند و زحمت می کشند و به آینده کشور و میهن خود امید کامل دارند. همین کالیفرنیا که این همه از آبادانی آن گفتگو می شود تا سی سال پیش صحرائی بیش نبوده است.

اراضی خوزستان ما به مراتب حاصلخیزتر و مستعدتر از زمینهای کالیفرنیاست البته دولت ایران مسئله نفت را نباید فراموش کند. باید برای صدور و فروش نفت تلاش کند و تلاش هم می کند. ولی هرگز این مسئله نباید موجب گردد که اقتصاد خود را برپایه نفت قرار دهیم. آن روزی ما ملتی خوشبخت خواهیم بود که اقتصادی داشته باشیم که ابداً به سرنوشت نفت بستگی نداشته باشد و حوادث و اتفاقات سیاسی و تجاری مربوط به این صنعت در شئون اقتصادی ما جزئی اثری نداشته باشد. 
جواب حسین مکی در خصوص نتیجه مذاکرات واشنگتن:
نتیجه مذاکرات ما در واشنگتن این شد که با وجود اینکه ترومن پیشنهادات چندماه قبل دولت انگلیس را امضاء کرده بود، پس از مذاکراتی که شد و مخاطرات پشتیبانی دولت آمریکا از انگلستان به آنان تذکر داده شد، در جواب دوم دولت انگلیس مبنی بر رد پیشنهادات متقابل دولت ایران، ترومن دیگر حاضر نشد یادداشت انگلستان را امضاء کند و به همین جهت چرچیل هم ذیل آن پیشنهاد را امضاء ننمود و پیشنهاد تنها به امضای ایدن وزیر خارجه انگلستان رسید و این نتیجه ای بود که پس از مذاکرات مفصل بدست آمد.
از آقای مکی سئوال شد: آیا با تغییرات دولت آمریکا شما امیدوار هستید که تغییراتی در سیاست آن دولت نسبت به ایران به عمل آیدوآمریکا دست از پشتیبانی انگلیس بکشد؟
مکی گفت: من نمی توانم اظهارنظر مثبت یا منفی در این باره بکنم، زیرا آینده این حقیقت را روشن خواهد کرد، ولی همینقدر بگویم که وجود آچسن در راس وزارت امور خارجه آمریکا مانع بزرگی برای حل مسئله نفت بوده و قسمت عمده شکست دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری نیز مربوط به آچسن بود، زیرا ملت آمریکا از این مرد در این اواخر واقعاً ناراضی شده بود و حتی صحبت از محاکمه او نیز درمیان آمده بود.
آقای مکی، چرا شما دعوت دولت آمریکا را نپذیرفتید و حاضر نشدید یکماه میهمان آن دولت باشید؟
وکیل اول تهران جواب داد: من بنابه دعوت بانک بین المللی به آمریکا رفته بودم و مدتی به آخر برنامه مانده بود که دولت آمریکا از من دعوت نمود برای چهار هفته میهمان آن دولت باشم.

ابتدا این دعوت را پذیرفتم ولی چند روز بعد وقتی به تگزاس رفتم و در آنجا ضمن دیدن موسسات نفتی از ناحیه مهندسین آمریکائی اسنادی بدستم (روزنامه اطلاعات لفظ اسناد را مطرح کرده بود که مکی در گزارش مجلس تاکید کرده بود که اسناد نبوده و تنها دلایلی در دست دارد) افتاد که طبق آن اسناد دولت آمریکا در واقعه کشتار سی ام تیرماه و تغییر دولت ایران دخالت داشته است.

به موجب این اسناد عده ای از مهندسین آمریکائی نیز آماده شده بودند که به مجرد تشکیل دولت قوام برای براه انداختن پالایشگاه آبادان وارد ایران بشوند و این مقدمات همه قبل از سی ام تیرماه فراهم شده بود. بلافاصله با تلفن به کسی که سمت مهماندار داشت خبر دادم که دعوت دولت آمریکا را رد می کنم.

زیرا حاضر نبودم من که وکیل مردم تهران هستم خون بهای موکلین خود را که در آن واقعه خونین شربت شهادت نوشیده بودند با چهار هفته میهمانی از بین ببرم. پس از این، قرار ملاقات با آچسن را هم رد کردم.
آیا اسناد را منتشر خواهید کرد؟

 باید در این خصوص با دولت مشورت کنم، اگر صلاح دانستند از پشت تربیون مجلس شورای ملی آنها را به اطلاع مردم خواهم رساند.
آیا این موضوع را به اطلاع مقامات دولتی آمریکا هم رساندید؟
آری، در ضیافتی که سفارت ایران داد و در آن بایرود معاون وزارت امور خارجه و رئیس اداره شرق و رئیس اداره امور وزارت خارجه آمریکا حضور داشتند، این موضوع را پیش کشیدم، ابتدا قبول نمی کردند، بعد از آنکه اسناد را ارائه دادم، دیگر سکوت اختیار کردند. من در همان مجلس گفتم اگر شما مهمان سفارت ایران نبودید، همین جا به شما اطلاع می دادم که فردا خاک آمریکا را ترک خواهم نمود گفت. آقای مکی در مورد ” خنجر از پشت زدن ” توضیح بیشترمی داد و گفت: من این موضوع را دوبار با مردم آمریکا در میان نهادم، یکبار در دانشگاه پرینستون در جواب یکی از دانشجویان و یکبار در مصاحبه مطبوعاتی در نیویورک به خبرنگار نیویورک تایمز گفتم: اگر همانطور که در سرلوحه روزنامه شما نوشته شده ناشر حق و حقیقت هستید، این مطلب را بنویسید که آمریکا در وقایع سی ام تیرماه مداخله داشته و از پشت به ایران خنجر زده است. آن روزنامه هم فردا این مطلب را انتشار داد و به این ترتیب در دنیا منعکس شد.

یادداشت: امیر مکی 

انتهای پیام/                                                     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *