هدف انتشار اسناد توسط آمریکا دوگانه سازی مصدق ـ کاشانی است

خبرگزاری فارس ـ گروه تاریخ: امیر مکی: گزیده‌ای از سخنان مرحوم اللهیار صالح سفیر کبیر ایران در آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۹۵۱ خالی از لطف نیست که :«شرکت نفت انگلیس و ایران در سال ۱۹۵۰ از فروش نفت ایران در حدود ۲۰۰ میلیون لیره بدست آورده است. از این مبلغ فقط ۱۶ میلیون لیره به عنوان حق الامتیاز و سود سهام و مالیات عاید ایران شده است سود شرکت فقط در آن سال پس از کسر سهمی که به ایران پرداخته به بیش از ۱۱۴ میلیون لیره بالغ شده است یعنی معادل مبلغی که شرکت در طول نیم قرن به ایران پرداخته است.»

آنچنانکه بعدها آنتونی ایدن وزیر خارجه بریتانیا نیز فاش ساخت که احساسات ایرانیان را درک می‌کرده است و در یادداشت‌هایش نوشته بود که: «من احساسات ایــرانیان را درک می‌کردم، زیرا این موضوع به نظر آنها حــیله آمیز می‌رسید که دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان به عنوان سهامدار عمده شرکت نفت انگلیس و ایران، مبالغ هنگفتی به عنوان مالیات دریافت کند و از پرداخت سود سهام بیشتر به دولت ایران خودداری ورزد» و بدین صورت پس از ناامید شدن بریتانیا از حل و فصل مشکلات پیش آمده و تاکید جریان ملی ایران بر ادامه روند مراحل ۹ ماده ای ملی شدن صنعت نفت ، پروژه براندازی کلید خورد. از سویی دیگر چرچیل  و عوامل استعمار پیر از روزهای پیش از جنگ جهانی اول در سیاست عالیه نفت ایران درگیر شده بودند.

 او بود که موجب تبدیل سوخت ناوگان سلطنتی بریتانیا از ذغال سنگ به نفت شد و نقش عمده ای در خرید اکثریت سهام «شرکت  نفت انگلیس و ایران» برای دولت انگلیس ایفا کرد و در آن زمان حساب کرده بود که صرفه جوئی در پولی که بابت نفت پرداخت می‌شود سالانه به ۴۰ میلون لیره می رسد.

بنابراین چرچیل دلائل کافی در امر مداخله در ایران در اختیار داشت تا جایی که در اوائل سال ۱۹۵۰ بصورت چشمگیریً به سرنوشت ایران علاقمند شد، تا در غیبت کوتاه ایدن بدلیل بیماری، خود شخصا امور وزارت خارجه را عهده دار شد و همانطور که وودهاوس اشاره می کند که شخص چرچیل جریان را کاملا وارونه نمود: «چرچیل از عملیات نمایشی و هیجان انگیز خوشش می‌آمد و برای دیپلمات‌های کم دل و جرات، احترام زیادی قائل نبود. این چرچیل بود که دستور آغاز «عملیات چکمه» را صادر کرد«عملیات چکمه» نام انگلیسی و «عملیات آجاکس» نام آمریکایی نقشه براندازی دولت مصدق بود .»

تا به امروز پس از ۶۴ سال از کودتای ۲۸ مرداد و نقل قول ها، بیان خاطرات، استخراج افکار و نیز اسناد منتشره از سوی دول استعمارگر، همگی به یک واقعیت یعنی وقوع کودتا، به سبک و سیاق مداخله جویانه غربی اذغان دارند.

آری چه در کتب و نوشته های منتشره در همان سالهای پس از کودتا و چه در اسناد تازه انتشار یافته صحبت از نفوذ و دخالت اجنبی به میان می آید و همگی اقرار بر شرح یک کودتا دارند.

حال در این مقال بنا به اوراق منتشره نکاتی چند شرح داده، آنچنانکه چشمان خود را باز و  به وقایع پیش آمده  خیره نمائیم تا تصویری از نگاهمان پنهان نماند: کلیات اسناد منتشره بر ۴ محور اصلی تکیه دارد: سعی و تلاش آمریکا برای بهتر شناختن دولت مصدق دربازه زمانی از فوریه ۱۹۵۱ تا فوریه ۱۹۵۲ به منظور دستیابی به راه حلی جهت ایجاد و به ثمر رساندن قراردادهای نفتی جدید و تغییر روش و ادامه مسیر نفوذ خود در برداشت از طلای سیاه کشور ایران و دخالت مستقیم در امور داخلی کشور .
بررسی و نگاه دقیق به وقایع سی ام تیر۱۳۳۱ که از آن به بحران سیاسی جولای ۱۹۵۲در ایران اشاره شده و تبعات آن در امورداخلی کشور.
برنامه ریزی و اجرای عملیات آژاکس با همکاری عمال و دست نشانده های داخلی و خارجی در آگوست ۱۹۵۳٫
بررسی روزهای پس از کودتا و در واقع عملیات آژاکس از سپتامبر ۱۹۵۳ تا دسامبر ۱۹۵۴ و زمینه سازی ایجاد بستری مناسب جهت انعقاد کنسرسیوم نفتی.

با مطالعه و پژوهش در متن ۱۰۰۷ صفحه ای اسناد منتشره از آرشیو محرمانه ملی وزارت خارجه آمریکا که پس از ۶۴ سال از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به وضوح دیده می‌شود که کماکان در متن مذکور به بیش از ۸۱۰ سانسور برخورد کرده و به اطلاعاتی از قبیل اسامی افراد و اماکنی که مد نظر بوده است اشاره ای نشده و بصورت عمدی  سانسورها اعمال شده است،چنانچه در دولت اوباما، جان کری اعلام نمود که اسناد را می خواستیم منتشر نمائیم اما طرفهای انگلیسی بنا به مصالح امنیتی گفتند که در این زمان اعلام ننمایید، چون شاید بعضی از عوامل ما زنده باشند و دلیل بعدی نیز به فاش شدن روشهای اجرایی کودتا منتهی می شود که قطعا به نفع ما نبوده و نمی باشد و آخر اینکه تاثیرات منفی بر روند جریان مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای ۱+ ۵ دلیلی دیگر بر عدم انتشار آنها بود.

اما سئوالی که مطرح میباشد: آیا با انتشار اسناد جدید، به اندوخته ها و یا ثبت وقایع و مستندات تاریخی کمکی شده است یا خیر؟ با قاطعیت هر چه تمامتر می توان گفت که هدف از انتشار اسناد سازمان یافته شده  تنها بر ایجاد نفاق و دو دستگی و تاکید بر مقوله ای نو به عنوان «دوگانه : مصدق – کاشانی» بوده که در پی راه و روشی برای نفوذی دیگر در ابتدای قرن بیست و یکم می باشد که سایه دست‌های پنهان در این اسناد بوضوح نمایان شده است.

چنانکه بیشتر اسناد ارائه شده مربوط به مکاتبات وزارت خارجه آمریکا با دفتر سیاسی و سفارت خود در ایران بوده و به جز چند موردی به هیچ عنوان ارتباطی با اجرای عملیات سیا و سازمان‌های ذیربط ندارد و در مقابل آن، اسناد منتشره سال ۲۰۰۰ را می‌توان بسیار بسیار بیشتر و موثق‌تر از اسناد سال ۲۰۱۷ دانست،  حال که در آستانه نزدیک شدن به شصت و چهارمین سال کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می باشیم، گزارشی مختصر و تلفیقی از مکاتبات دول انگلیس و آمریکا که مدتها قبل از ملی شدن صنعت نفت  شروع شده بود و همچنین مواردی چند از اسناد تازه منتشره می پردازیم که در عمل بسترسازی و اجرای کودتا را رقم زدند: هشت سال قبل از کودتا بر اساس نامه وزارت سوخت و نیرو به وزارت خارجه بریتانیا در سال ۱۹۴۵  صحبتهایی دال بر عدم واگذاری نفت شمال ایران به روس ها انجام گرفت که: «قدرت نفتی انگلستان بر این واقعیت استوار است که ما در سراسر جهان امتیازات نفت داریم که در آنجاها نفت را خودمان تولید می کنیم و در توزیع آن اختیار کامل داریم، هرگاه کشورهای نفت خیز شروع به تولید نفت کنند موقعیت ما تضعیف خواهد شد. در صورتی که ایران شروع به استخراج نفت شمال کشورش کند طولی نخواهد کشید که خواستار همین کار در جنوب کشور خواهد شد، ما نباید ایرانیان را به استخراج نفت خودشان تشویق کنیم» .

قدرت نفتی انگلستان بر این واقعیت استوار است که ما در سراسر جهان امتیازات نفت داریم که در آنجاها نفت را خودمان تولید می کنیم و در توزیع آن اختیار کامل داریم، هرگاه کشورهای نفت خیز شروع به تولید نفت کنند موقعیت ما تضعیف خواهد شد. در صورتی که ایران شروع به استخراج نفت شمال کشورش کند طولی نخواهد کشید که خواستار همین کار در جنوب کشور خواهد شد، ما نباید ایرانیان را به استخراج نفت خودشان تشویق کنیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به مجرد اینکه قانون نه ماده ای ملی شدن نفت تصویب شد، وزیر خارجه بریتانیا برای ایالات متحده آمریکا روشن ساخت که اختیار نفت باید در دست انگلیسی ها باشد و بهتر است که«هیچ توافقی با مصدق نداشته باشیم تا اینکه توافقی نپذیرفتنی را امضاء کنیم .» و اما در نشست انجام شده در واشنگتن به این نتیجه رسیدند تا شاید مصلحت بر اصل ملی کردن صنعت نفت باشد و تنها به صورت ظاهری پذیرفته گردد، اما اختیار و اداره و کنترل صنعت نفت کماکان به دست انگلستان قرارگیرد.

و همچنین عنوان کردند که اصل قضیه تنها در احساس ایرانیان است که ایشان می خواهند فقط و فقط نفت را با واژه «ملی» آشتی دهند و ما نباید بگذاریم که استخراج و کنترل آن را در دست گیرند.

که بدین صورت دولت بریتانیا به سفارت خود در واشنگتن دستور موکد داد تا او، هم در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس تبلیغ کند و هم امریکائیان را تحت تاثیر قرار دهد که «ملی گرائی لجام گسیخته و غیر مسئولانه خطرهای وخیمی را برای قدرت های غربی به وجود خواهد آورد ». در همان روزی که قانون اجرای ملی شدن نفت ایران نهائی گردید، سفارت انگلیس در تهران به وزارت خارجه بریتانیا گزارش داد که «مصدق مدت زیادی دوام نمی آورد زیرا او سازش ناپذیر است» و شپرد پیش بینی کرد که «مصدق در ظرف یک هفته جای خود را به علاء خواهد داد .» دولت‌های ایالات متحده  و بریتانیا برای براندازی مصدق، مدت طولانی در پی راه حل های سیاسی بودند اما پس از قیام سی ام تیر سال ۱۳۳۱،  تنها راه حذف دولت ملی مصدق را وقوع یک کودتای نظامی دیدند تا اینکه انگلیسی ها با تکیه بر سرمایه های ساختاری خود به میدان آمدند که شاید اهم آنها عبارت بودند از: کارشناسان با تجربه خود که در ایران مشغول و به زبان فارسی آشنائی کامل داشتند.
انگلیسی ها یک شبکه اطلاعاتی قوی در درون نیروهای مسلح ایران داشتند که شبکه مذکور در درون جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود.
سازمان MI6 شبکه غیر نظامی ریشه داری که متشکل از برادران رشیدیان بود را در اختیار داشت.
سفارت انگلیس همایش های منظمی با طیف گسترده ای از سیاستمداران با نفوذ در ایران برگزار می‌کرد. 

و اما در حالی که سازمانهای جاسوس سیا و ام. آی. ۶٫  زمینه کودتا را فراهم می کردند دولت هایشان نیز بیکار ننشستند و به وضوح با اجرای افزایش فشارهای اقتصادی، سعی در فلج کردن دولت مصدق بودند، جورج میدلتون کاردار سفارت انگلیس سالها بعد اعتراف کرد که : «میان انگلیسی ها و آمریکائیها وحدت نظر وجود داشت که ملی کردن صنعت نفت ایران در هیچ شرایطی نباید موفق شود و از این اتفاق ترس زیادی وجود داشت که این اقدام الگوی نامطلوبی ایجاد کند و پیامدهائی در سایر نقاط جهان داشته باشد . ما پیشتر مکزیک را داشتیم که نفت خود را ملی کرده بود و مایل نبودیم چنین اقدامی مجددا تکرار شود .»و اما پیش نویس نقشه کودتا در اوایل فروردین ۳۱ در واشنگتن تهیه و در اواخر فروردین ۳۲ در پایگاه نظامی بریتانیا در قبرس کتابچه می شود و سرانجام در اوائل تیر ماه طرح نهائی به امضای وزیران خارجه دو کشور رسید و در بیستم تیرماه همان سال آیزنهاور و چرچیل آن را امضا کردند.

کرمیت روزولت به ریاست عملیات میدانی کودتا منصوب شد، البته ایشان به زبان فارسی آشنائی نداشت اما بی دلیل این چنین مسئولیتی به آن محول نشده بود چون ایشان تجربه ۱۲ سال پژوهش و کار در مسائل ایران را در کارنامه خود ضبط کرده بود و طی این سالها فعالیت اطلاعاتی آمریکا را در خاورمیانه هدایت می کرد و آنچنان که او پس از کودتای ۲۸ مرداد به شهرت زیادی رسید و به نام«آقای ایران» در مطبوعات غربی معروف گردید.در نقشه کودتا که در شب ۲۵ مرداد ماه اجرا گردید و در عمل به کودتای اول نام گرفت یک جوخه از سربازان گارد سلطنتی به ریاست سرهنگ نعمت الله نصیری، فرمان امضاء شده محمدرضا پهلوی را به مصدق ابلاغ  کردند که در واقع، محمد رضا شاه، مصدق را از نخست وزیری عزل کرده بود.

یک جوخه دیگر وزیران کلیدی دولت ملی را بازداشت خواهند کرد.
جوخه سوم، به فرماندهی سرلشگر باتمانقلیچ، می‌بایست وزارت پست و تلگراف و ستاد ارتش را به تصرف در می آوردد و باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش بعدی خواهد بود،  اما با توجه به برنامه ریزی های انجام شده کودتای ۲۵ مرداد به شکست انجامید و دشمن در صدد کودتای دوم برآمد.

اما جالب آنکه در اسناد منتشره وزارت خارجه آمریکا در جریان مراحل کودتا ، کاشانی را در مظان اتهام به دستیابی به پست نخست وزیری و حمایت مستقیم به نفع شاه قرارداده بودند که عینا در سند شماره ۱۶۹ به میان آمده است که با زبردستی و نیرنگ خاص مدارک را بر اساس خواسته های خودشان مهره چینی نموده‌اند. اما چنانکه طبق اسناد و ذکر خاطرات دست اندکاران کودتا، محمدرضا پهلوی نیز در جریان کامل مراحل اجرائی کودتا قرار نگرفته بود آنچانکه در اسناد تازه منتشر شده ایشان را در زیر سایه خواهر پرنفوذش اشرف پهلوی پنهان کرده و فعالیت اشرف را به منظور ظهور کودتا به زیر ذره بین و در وسعت خاصی بزرگ نمائی کرده بودند و از محمدرضا پهلوی با نام «مرد بی تصمیم» یاد کرده اند که با این ترفند و تبلیغ راه خود را در جهت نفوذ هر چه بیشتر در مسائل داخلی کشور و دربار پهلوی باز کرده بودند.

حال با شکست کودتای اول، کرمیت روزولت و دیگران نتیجه گرفتند که هسته اصلی شبکه کودتا و بویژه بخش نظامی آن، دست نخورده باقی مانده است که در این بین هندرسون نیز پس از شنیدن شکست کودتا بدون اتلاف وقت با یک هواپیمای نظامی به تهران بازگشت و پس از ملاقات محرمانه با روزولت در سفارت آمریکا در روز ۲۷ مرداد جلسه فوری با مصدق را تقاضا تا بعد از ظهر همان روز با نخست وزیر جلسه حضوری برگزار گردید.

اما ظاهراً اطلاعات درج شده در نوشته مقاله مجله تایم توسط خود هندرسون حل پازل جلسه با مصدق را کامل تر کرده و ایشان با مصدق در عمل اتمام حجت نموده بود.مجله تایم اینطور گزارش داد که:بلافاصله پس از ملاقات هندرسون با مصدق حوادثی شروع شد. هنگامی که هندرسون اتاق نشیمن مصدق را ترک گفت ، مصدق متقاعد شده بود که ایالات متحده در به رسمیت شناختن مقام نخست وزیری او مردد است.

و اما با تظاهرات پیش آمده بعد از ۲۵ مرداد عملاً آمریکائیها به وحشت افتادند و هندرسون نیز در مصاحبه ای که بیست سال بعد انجام داد اظهار داشت ، «مصدق در حضور وی گوشی تلفن را برداشت ، رئیس شهربانی را خواست و دستور داد که پلیس جمعیت تظاهر کنندگانی را که در خیابان ها شعار می دادند، پراکنده سازد .»و چنانچه در یادداشتهای وزارت خارجه بریتانیا آمده است: «آقای هندرسون در بعد از ظهر ۲۷ مرداد به دیدار مصدق رفت، لیکن تظاهرات مردم ناگهان متوقف شد، طبق اظهار منابع موثق بلافاصله پس از این ملاقات بود که برنامه رویدادهای ۲۸ مرداد به مرحله اجرا در آمد .»

و اما در صبح روز ۲۸ مرداد مقارن با ساعت ۶:۳۰ دقیقه به نوشته روزنامه «ساتردی ایرنینگ پست»: مقارن ساعت ۵/۶ صبح گروهی مرکب از سیصد نفر مردان مسلح به چاقو ، قلوه سنگ و چماق های سنگین از جنوب تهران به راه افتادند و از راه بازار به سوی مناطق شمالی شهر حرکت کردند.

اراذل و اوباش دکه های روزنامه فروشی که مطبوعات طرفدار دولت را می فروختند همه را خراب کردند، رهگذران پیاده ای را که حاضر به فریاد «زنده باد شاه» نبودند را کتک زدند و مغازه داران را تهدید به بستن محل کسب خود  می کردند.تئاتر سعدی که کانون فرهنگی روشنفکران چپگرا بود را زیروروکردند، دفاتر حزب ایران و نیروی سوم و روزنامه باختر امروز و به سوی آینده را آتش زدند.


روزنامه باختر امروز از روزنامه‌های هوادار نهضت ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق که توسط ارازل و اوباش به آتش کشیده شد

 

در حالیکه گروههای اوباش مشغول غارت بودند، فرماندهان ارتش تانک های خود را به سوی مرکز شهر می راندند، در ساعت ۵ بعدازظهر تانک هائی که افسران سلطنت طلب آن ها را به سمت خانه مصدق روانه ساختند با جمعیت اراذل و اوباش به رهبری شعبان بی مخ در مقابل خانه مصدق به هم پیوستند.

سرهنگ ممتاز که مسئولیت دفاع از خانه مصدق را بر عهده داشت تنها سه دستگاه تانک در اختیار داشت در حالیکه از ۲۴ تانک حمله ور شده به خانه مصدق دو تانک شرمن بود گلوله باران خانه مصدق را شروع کردند. و سرانجام پس از ساعاتی دولت ملی و خانه نخست وزیر منهدم شد.


ویرانه‌های خانه مصدق

 

چنانچه ساعاتی قبل نیز سرلشگر زاهدی به طور رسمی سقوط دولت مصدق و انتصاب خود به مقام نخست وزیری را اعلام نمود. و خود نقطه شروعی بر آغاز حکومت دیکتاتوری گردید. و شنیدنی آنکه مصاحبه محمدرضا پهلوی با مخبر روزنامه مصری «المصور» بدین مضمون که: «نقشه ای که کشیده بودیم کاملاً مطالعه شده بود و احتمالات مختلفه را نیز پیش بینی کرده بودیم و می دانستیم در مقابل نقشه های معکوس چه کنیم».


اشغال ساختمان رادیو دولتی تهران ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

وقتی که مصدق فرمان عزل خود را رد کرد و موضوع را به صورت انقلاب، جلوه‌گر ساخت و خواست از نفوذی که بدست آورده کمال سوء استفاده را بکند، هواپیمای من آماده پرواز فوری از کشورم بود و من می خواستم این کار را بکنم تا مصدق و جماعت او تصور کنند که جریان کاملاً بدست آنها افتاده است و معارضی ندارند و به آنچه می خواستند رسیده اند و چون من از کشور پرواز کردم آنها همین اشتباه را کردند. و ایکاش دکتر محمد مصدق در آخرین لحظات روز ۲۷ مرداد به گونه ای دیگر عمل می کرد، شاید نتیجه به غیر از واقعه ۲۸ مرداد رقم می خورد:


نامه هشدار آمیز آیت‌الله کاشانی به مصدق در ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ و نادیده انگاشتن آن توسط مصدق

 

( متن نامه آیت الله کاشانی به دکتر مصدق در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲)

حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دکتر مصدق دام اقباله ۲۷/۵/۱۳۳۲

عرض می شود گرچه امکاناتی برای عرایضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علیرغم غرض ورزیها و بوق و کرنای تبلیغاتی شما، خودتان بهتر از هر کس می دانید که هم و غم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقاء آن مایل نیستید، از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازیهای اخیر بر من مسلم است که حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدند و مرا لکه حیض کردید، خانه ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید و حالا نه مجلسی هست و نه تکیه گاهی برای این ملت گذاشتید، زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگاه داشته بودم با لطایف الحیل خارج کردید و حالا همانطور که واضح بوده و در صدد به اصطلاح کودتا است.

اگر نقشه شما نیست که مانند سی ام تیر کذایی عقب نشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد کردم که امریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسیها کمک کرد و حالا به صورت ملی و دنیا پسندی می خواهد بدست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد.

و اگر واقعا با دیپلماسی نمی خواهید کنار بروید این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد ماند که من شما را با وجود همه بدیهای خصوصی تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچگونه عذر موجهی نماند. اگر براستی در این فکر اشتباه می کنم با اظهار تمایل شما سید مصطفی و ناصر خان قشقائی را برای مذاکره خدمت میفرستم، خدا به همه رحم بفرماید. ایام به کام باد.

سید ابوالقاسم کاشانی

 

و اما جواب دکتر مصدق:

مرقومه حضرت آقا وسیله آقا حسن سالمی زیارت شد، اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم . والسلام

( در متن نامه که دکتر مصدق امضائ کرده است “مستهظر” نوشته شده است )

دکتر محمد مصدق

انتهای پیام/                                                                                                    

 

 

 

 

   

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *